صائب تبریزی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۶۸۱۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیخبر شو ز جهان گر خبری میگیری چون گل از پوست برآ گر ثمری میگیری میشود خواب گران شهپر پرواز ترا اگر از صدق طلب راهبری میگیری چون به سر منزل مقصود رسی، کز غفلت خبر خانه خود از دگری میگیری از حیاتم نفس پا به رکابی مانده است از منای آینه رو گر خبری میگیری در دل خویش گره ساز نفس را صائب اگر از سینه دریا گهری میگیری