شیشک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیشک . [ شی ش َ ] (اِ) شیشاک و گوسپند یکساله . (ناظم الاطباء) (از برهان ). بره ٔ شش ماهه را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). بره ٔ شش ماهه بزرگتر از بره ٔ پروار. بره ٔ چاق شش ماهه تا یک ساله . (یادداشت مؤلف ). در تداول اهالی خراسان، گوسپند نر که بیش از یک سال عمر داشته باشد. (یادداشت محمدِ پروین گنابادی ). به معنی شیشاک است . (فرهنگ جهانگیری ) : گرگ اغلب آن زمان گیرا بود کز رمه شیشک بخود تنها رود. مولوی . چو کلکش از پی ضبط جهان میان دربست فکند مهر شبان گرگ بر سر شیشک . ابن یمین . ◄ رباب چهارتار. (ناظم الاطباء) (از برهان ) (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به شیشاک شود. ◄ عکه . (ناظم الاطباء) (برهان ). ◄ تیهو. شیشاک . شیشوگ . ◄ بیاح . (مهذب الاسماء). نوعی از ماهی . (یادداشت مؤلف ). ◄ تیهو را گویند، و آن را شیشاک و شیشو نیز گویند. (از انجمن آرا) (از آنندراج ).