واژه جو

شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آهنگ حجاز می‌نمودم من زار کامد سحری به گوش دل این گفتار یارب، به چه روی جانب کعبه رود گبری که کلیسا از او دارد عار

معنی شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۴۱ | واژه جو