واژه جو

شیاط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شیاط. [ ] (اِخ ) از خدام هارون الرشید. (حبیب السیر چ تهران ج ١ ص ٢٢٥).

شیاط. (ع اِ) بوی پنبه و پشم سوخته . (منتهی الارب ) (آنندراج ). گند پنبه ٔ سوخته . (مهذب الاسماء). بوی پنبه ٔ سوخته . (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ شوط. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شوط شود.

معنی شیاط | واژه جو