شیات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیات . (ع اِ) ج ِ شیه، از «وشی » بمعنی نشان و رنگ لب و جز آن که مخالف سایر اندام باشد. (منتهی الارب ) : مشکل است از دیده ٔ رای تو متواری شدن در مثل چهره فروشویند اجسام از شیات . اثیر اخسیکتی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیات . (ع اِ) ج ِ شیه، از «وشی » بمعنی نشان و رنگ لب و جز آن که مخالف سایر اندام باشد. (منتهی الارب ) : مشکل است از دیده ٔ رای تو متواری شدن در مثل چهره فروشویند اجسام از شیات . اثیر اخسیکتی .