شکن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(ش کَ) (اِ.)<BR>۱- تای و چین و چروک.<BR>۲- پیچ و خم زلف.<BR>۳- شکست در جنگ.<br>مترادفها و واژههای مرتبطچروک، چین، کرسپیچوخم، تاب، شکنج، فر، مازواژه قبلی: شکمیواژه بعدی: شکن در شکن