واژه جو

شکننده

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

شکستنی، ناپایدار، ظریف، نازک، ترد، بی‌دوام پودرشونده، پودرشده تفکیک‌پذیر، پوسته‌پوسته، ورقه‌ورقه، جداشدنی سست، نااستوار، پرپری، نازک، ضعیف، فرسوده آماده تخریب، کلنگی، ویران منفجره

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی شکننده | واژه جو