واژه جو

شکل‌گرفته

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مدل‌گرفته، دارای سبک، سبک‌دار، مدل‌دار، شکیل، متشکل شکل‌گیرنده، شکل‌پذیر، خمیری، پلاستیکی، قالب‌پذیر، چکش‌خوار

معنی شکل‌گرفته | واژه جو