شکرگون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکرگون . [ ش َ ک َ / ش َک ْ ک َ ] (ص مرکب ) مانند شکر. شکرمانند در طعم و رنگ : بس است این زهر شکّرگون فشاندن بر افسون خوانده ای افسانه خواندن . نظامی . سهیل از شَعر شکّرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد. نظامی .