شکرگزار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ. گُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) سپاس گزار.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ. گُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) سپاس گزار.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکرگزار. [ ش ُ گ ُ ] (نف مرکب ) شاکرو سپاسگزار و حقشناس . (ناظم الاطباء). آنکه شکر نعمت و احسان کسی گوید. (فرهنگ فارسی معین ) : نعمتت بار خدایا ز عدد بیرون است شکر انعام تو هرگز نکند شکرگزار. سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی