واژه جو

شکالیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکالیدن . [ ش ِ دَ ] (مص ) اندیشیدن . ◄ پنداشتن و خیال کردن . ◄ فریفتن . (ناظم الاطباء). ظاهراً در همه ٔ معانی صورتی ویا تصحیفی از سگالیدن باشد. رجوع به سگالیدن شود.

معنی شکالیدن | واژه جو