واژه جو

شکاریدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شکاریدن . [ ش ِ دَ ] (مص ) شکردن . (فرهنگ فارسی معین ). شکار کردن . (آنندراج ). صید کردن . (از ناظم الاطباء). رجوع به شکردن شود.

معنی شکاریدن | واژه جو