واژه جو

شوریده و گوریده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شوریده و گوریده . [ دَ / دِ وُ دَ / دِ ] (ص مرکب، از اتباع ) درهم و برهم و غیرمرتب و نامنتظم . سخت درهم و برهم، چنانکه اسباب خانه و امور شخصی و غیره : اطاقی شوریده و گوریده ؛ غیرمرتب و نامنظم . (یادداشت مؤلف ). ◄ زلف بهم تاب خورده چون نمد. مقابل خوار.

معنی شوریده و گوریده | واژه جو