واژه جو

شناس درآمدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شناس درآمدن . [ ش ِ دَ م َ دَ ] (مص مرکب ) به سابقه ٔ معرفتی که بوده است وقوف یافتن . اطلاع بر معرفت قبلی یافتن . دانسته شدن که آشناست . (یادداشت مؤلف ).

معنی شناس درآمدن | واژه جو