واژه جو

شروع نمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شروع نمودن . [ ش ُ ن َ / ن ِ / ن ُ دَ ] (مص مرکب ) شروع کردن . آغازیدن و ابتدا کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به شروع کردن شود.

معنی شروع نمودن | واژه جو