واژه جو

شروانیان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شروانیان . [ ش َرْ ] (اِخ ) مردم شروان . اهالی شهر شروان . ساکنان شروان : من شکسته خاطر از شروانیان وز لفظ من خاک شروان مومیایی بخش ایران آمده . خاقانی . قوت قوت عراق از مادت نطق من است گرچه شریان دل شروانیان را نشترم . خاقانی .

معنی شروانیان | واژه جو