واژه جو

شروال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شروال . [ ش ِرْ ] (معرب، اِ) سروال و ازار. (ناظم الاطباء). لغتی است در سروال . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). شلوار. صورتی از شلوار. رجوع به سروال و شلوار شود.

معنی شروال | واژه جو