واژه جو

شد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(شَ دّ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) محکم کردن، استوار ساختن. قوی کردن.<BR>۲- بلند و پست کردن نغمه تا موافق مطلوب گردد؛ کوک کردن، اصطحاب.<BR>۳- (مص ل.) دویدن.<BR>۴- حمله کردن.<br>

معنی شد | واژه جو