شتردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتردار. [ ش ُ ت ُ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) اشتردار. ساربان .ساروان . جمّال . شتربان : بیایید ای شترداران ببندید محمل زینب . (یادداشت مؤلف ). ◄ کاروانی که با شتر حمل متاع و کالا میکند. (ناظم الاطباء). ◄ مالک و نگهبان شتر. رجوع به اشتردار شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی