شب نما
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ. نَ) (ص فا.)<BR>۱- آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد.<BR>۲- برطرف کنندة تاریکی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ. نَ) (ص فا.) ۱- آن چه به شب جلوه کند و بدرخشد. ۲- برطرف کننده تاریکی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبنما. [ ش َ ن َ / ن ِ / ن ُ ] (نف مرکب ) شب نماینده .(فرهنگ فارسی معین ). که در شب نمایان سازد. ◄ آنچه به شب جلوه کند و بدرخشد مانند ساعت و پارچه و تابلو. (فرهنگ فارسی معین ). که شب متجلی شود. که در شب نموده شود. که به شب هنگام نشان داده شود. ♦ ساعت شب نما ؛ ساعتی که در تاریکی شب و بی استعانت روشنایی اعداد دوازده گانه ٔ منقوش بر صفحه ٔ آن به چشم آید. ساعت که نقش اعداد دوازده گانه ٔ صفحه ٔ آن از فسفر باشد و بدین سبب در تاریکی شب به دیده درآید و دیده شود. ◄ برطرف کننده ٔ تاریکی . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی