واژه جو

شب رفتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شب رفتن . [ ش َ رَ ت َ ] (مص مرکب ) در شب راه پیمایی کردن . در تاریکی رفتار نمودن . به هنگام شب راهی شدن . ◄ شب به پایان رسیدن : شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید شب را چه گنه قصه ٔ ما بود دراز. محزون تبریزی .

معنی شب رفتن | واژه جو