واژه جو

شایگان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

[ په. ] (ص مر.)<BR>۱- سزاوار.<BR>۲- درخور شاه.<BR>۳- هر چیز خوب و گران بها.<BR>۴- فراخ.<BR>۵- خزانه.<BR>۶- گنج شاهانه.<BR>۷- از عیوب قافیه‌است و آن تکرار علامت جمع باشد در قافیه. شایورد (یْ وَ) (اِمر.)<BR>۱- هاله، خرمن ماه.<BR>۲- پرده‌ای است از موسیقی.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی شایگان | واژه جو