واژه جو

شاهنامه خوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاهنامه خوان . [ م َ / م ِ خوا / خا ] (نف مرکب ) خواننده ٔ شاهنامه . آنکه کتاب شاهنامه خواند. ◄ که شاهنامه به آواز بلند و لحن گیرا و خاص خواند و این در دربار سلاطین خاص نقیب بوده است . آنکه اشعار شاهنامه ٔ فردوسی را با آهنگ متناسب بخواند.

معنی شاهنامه خوان | واژه جو