واژه جو

شاهریشت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاهریشت . (اِ مرکب ) نام صاحب مظالم . (از تاریخ یعقوبی ج ١ص ١٤٥). نام قضات و حکام صلح در اوائل قرن پنجم و مقارن با سلطنت یزدگرد اول، ولی از کار و حدود اختیارات آنان اطلاعی در دست نیست . (ایران در زمان ساسانیان چ ٢ ص ٣٣٣، ٢٨٩).

معنی شاهریشت | واژه جو