شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۶۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خوش خیالی به خواب رو بنمود نقش نقاش را نکو بنمود همه عالم جمیل پیدا شد حضرت او جمال چو بنمود جام گیتی نما پدید آورد چون نگه کرد او به او بنمود هر که با ما نشست در دریا عین ما دید سو به سو بنمود چشم احول یکی دو میبیند لاجرم او یکی به دو بنمود رشته یک توست در نظر ما را گر به چشم کسی دو تو بنمود در هر آئینهای که ما دیدیم سید و بنده روبرو بنمود