شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۶۲۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عاشقی کو هوای ما دارد دیگری کی به جای ما دارد جام دردی درد دل نوشد هر که میل دوای ما دارد آن چنان لذتی که جان بخشد مبتلای بلای ما دارد سرخوشانیم و جام میبر دست عقل مسکین چو پای ما دارد هر چه در کاینات میبینیم همه نور خدای ما دارد پادشاهی و صورت و معنی بیتکلف گدای ما دارد نعمت الله که میرمستان است هر چه دارد برای ما دارد