شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
همه عالم تو را و او ما را طلب او کن و بجو ما را سر زلفش به دست ما افتاد مینمایند مو به مو ما را غرق بحریم تا نپنداری تشنه جویای آب جو ما را ما خراباتیان سر مستیم جام میآن تو سبو ما را نعمت الله رند سرمست است میکشد باز سو به سو ما را