شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۹۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل عاشق نظر به جان نکند خاطرش میل با جنان نکند ای که گوئی که ترک رندی کن رند سرمست آنچنان نکند دنیی و آخرت مده که دلم التفاتی به این و آن نکند رند مستیم نام ما که برد بینشان را کسی نشان نکند جرعه میبه جان خرید دلم کرد سودائی و زیان نکند عاشق و رند مست او باشیم عاشق انکار عاشقان نکند نعمت الله حریف و میدر جام هیچکس توبه این زمان نکند