شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۸۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دیده ما چو روی او بیند هر چه بیند همه نکو بیند چشم اهل نظر چو روشن از اوست عین او را به عین او بیند رشته یک تو است نزد بیننده دیده غیر اگر دو تو بیند آینه عاشقی که مینگرد خود و معشوق روبرو بیند نعمت الله یکی است در عالم کی چو احول یکی به دو بیند