شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۷۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مدام همدم جام شراب خوش باشد همیشه عاشق مست خراب خوش باشد بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش باشد بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست بیا که دیدن او بینقاب خوش باشد رسید ساقی سرمست و جام میبر دست حریف رند چنین بیحجاب خوش باشد خیال عارض او نقش میکشم بر چشم نگر که نقش خیالش در آب خوش باشد هزار شاه گدای جناب ما باشد اگر به جانب ما آن جناب خوش باشد خوش است گفته سید که از سر ذوق است به ذوق هر که بگوید جواب خوش باشد