واژه جو

شاه مثلثی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاه مثلثی . [ هَِ م ُ ث َل ْ ل َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) یعنی آفتاب . (شرفنامه ٔ منیری ) (از برهان قاطع) : تخت تو در مربعی عرشی و کعبه ای کند شاه مثلثی از آن کاختر چرخ اخضری . خاقانی . رجوع به شاه مثلث بروج شود.

معنی شاه مثلثی | واژه جو