واژه جو

شانه گردانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شانه گردانی . [ ن َ / ن ِگ َ ] (حامص مرکب ) اعراض . سرپیچی . شانه کردن . (از مجموعه ٔ مترادفات ص ٤٤). عبارت از پشت گردانیدن یعنی روگردانی و اعراض کردن . (از چراغ هدایت ) : انتقام دلشکستن مو بمو از وی کشید زلف را نگذاشت عدلش شانه گردانی کند. صایب اصفهانی (از بهار عجم ). رجوع به شانه گیری شود.

معنی شانه گردانی | واژه جو