واژه جو

شامان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شامان .(اِ) اندازه و پیمانه . (ناظم الاطباء) (اشتینگاس ).

شامان . (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان دامغان . ٢١٥ تن سکنه دارد آب آن از چشمه علی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).

معنی شامان | واژه جو