واژه جو

شاذله

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاذله . [ ذَ ل َ ] (اِخ ) شادله .دیهی است به مغرب . (منتهی الارب ). به نوشته ٔ شعرانی دیهی از افریقیه . (ریحانة الادب ). از محال تونس . (شدالازار چ قزوینی، حاشیه ٔ ص ٤٧٤). رجوع به شادله شود.

معنی شاذله | واژه جو