واژه جو

شاذروان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شاذروان . [ ذَرْ ] (معرب، اِ) معرب شادروان . (دزی ج ١ ص ٧١٥) : چون بساط دولت از شاذروان مملکت طی پذیرد... (سندبادنامه ٔ ص ٣٥). ◄ جذر. (نشوءاللغه ص ٩٣). قسمتی از دیوار بیت الحرام وتأزیر نیز نامند. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به شادروان شود.

معنی شاذروان | واژه جو