واژه جو

شادی دوست

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شادی دوست . (ص مرکب ) دوستدار شادی و طرب . لهو و لعب دوست . بی اعتنا به کار : حال خراسان دیگر گشت و از هر جانبی خللی و خداوند جهان شادی دوست و خودرای . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٤٨).

معنی شادی دوست | واژه جو