واژه جو

شابورقان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شابورقان . [ رَ ] (معرب، اِ) اسم حدید ذکر است که فولاد باشد. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).فولاد معدنی . (ناظم الاطباء). رجوع به شابرقان شود.

معنی شابورقان | واژه جو