واژه جو

شابع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شابع. [ ب ِ ] (ع ص ) سیر و جز در شعر شنیده نشده و در نثر بکار بردن آن جائز نیست . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). سیر ضد گرسنه . (ناظم الاطباء).

معنی شابع | واژه جو