واژه جو

سیندخت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیندخت . [ دُ ] (اِخ ) نام مادر رودابه . (آنندراج ) (انجمن آرا). نام مادربزرگ رستم . (ناظم الاطباء). نام زن مهراب شاه والی کابل است که مادر رودابه جد مادری رستم باشد. (برهان ). (از: سین + دخت، دختر سیمرغ ). (از حاشیه ٔ برهان چ معین ) : یکی همچو رودابه ٔ خوب چهر یکی همچو سیندخت با رای ومهر. فردوسی .

معنی سیندخت | واژه جو