واژه جو

سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

برکرده خویشتن چو بگمارم چشم بر هم زدن از ترس نمی‌یارم چشم ای دیده شوخ بین که من چندین سال بد کردم و نیکی از تو میدارم چشم!

معنی سیف فرغانی | دیوان اشعار | رباعیات | شماره ۱۵ | واژه جو