سیاه درخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دِ رَ) (اِمر.)<BR>۱- درختچهای از تیرة عنابها که برگهایش در شاخههای جوان متقابل و دندانه دار است. گلهایش خوشهای و به رنگ زرد مایل به سبز است. میوة این گیاه به بزرگی یک نخود و طعمش تلخ و نامطبوع است. از میوة آن شیرهای به نام شیرة نرپرن میگیرند که مسهلی است قوی.<BR>۲- درختی که میوه دهد؛ بارور.<br>
فرهنگ فارسی معین
(دِ رَ) (اِمر.) ۱- درختچهای از تیره عنابها که برگهایش در شاخههای جوان متقابل و دندانه دار است. گلهایش خوشهای و به رنگ زرد مایل به سبز است. میوه این گیاه به بزرگی یک نخود و طعمش تلخ و نامطبوع است. از میوه آن شیرهای به نام شیره نرپرن میگیرند که مسهلی است قوی. ۲- درختی که میوه دهد؛ بارور.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه درخت . [دَ / دِ رَ ] (اِ مرکب ) درختچه ای است از تیره ٔ عنابها که ویژه ٔ مرز فوقانی جنگل است . آنرا در درفک، سیاه درخت و در کلاردشت خرزال، در پل زنگوله کلیک در زیارت اشنگور و در کتول خوشه ٔ انگور میخوانند. (از جنگل شناسی ساعی ج ٢ ص ٢٦١). نارون (بیشتر نارون پیوندنشده را سیاه درخت نامند). (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به فرهنگ فارسی معین شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی