واژه جو

سیاط

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیاط. (اِخ ) رجوع به عبداﷲبن وهب و اعلام زرکلی شود.

سیاط. (ع اِ) شاخه های گندنا که بر آنها زمالیق وی باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ سوط، به معنی تازیانه . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

معنی سیاط | واژه جو