واژه جو

سیاست فرمودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سیاست فرمودن . [ سیا س َ ف َ دَ ] (مص مرکب ) مجازات کردن . کشتن : و بعد از آن سلطان سعدالملک را با چند تن دیگر از خواجگان معروف سیاست فرمود و بدر اصفهان بر کنار زرینه رود همه را بیاویخت . (مجمل التواریخ ).

معنی سیاست فرمودن | واژه جو