واژه جو

سویون

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سویون . (اِخ ) دهی است جزء دهستان آغمیون بخش مرکزی شهرستان سراب . دارای ٧١٤ تن سکنه . آب آن از نهر سویون چای . محصول آنجا غلات، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).

معنی سویون | واژه جو