سوزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ) [ په. ] (اِ.)<BR>۱- میلة کوچک فلزی و نوک تیز که ته آن سوراخی دارد، نخ را از آن بگذرانند و آن در دوخت و دوز به کار میرود.<BR>۲- میلهای که در اسلحة آتشی به فشنگ برخورد کرده آن را محترق سازد.<BR>۳- (عا.) آمپول، سرنگ. ؛ جای ~سوزن انداختن نیست کنایه از: ازدحام و شلوغی جمعیت.<br>