سوار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(س) [ ع. ] (اِ.) دستبند زنانه، دست برنجن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطراکب، سواره، شوالیه، فارس، مرکبنشین ≠ پیادهنصب، مونتاژ، تعبیهمسلطواژه قبلی: سوادواژه بعدی: سوارنظام