واژه جو

سوارکاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سوارکاری . [ س َ ] (حامص مرکب ) عمل سوارکار. شغل سوارکار. رجوع به ماده ٔ قبل شود.

معنی سوارکاری | واژه جو