واژه جو

سوا کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سوا کردن . [ س َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) جدا کردن . انتخاب کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).

مترادف و متضاد واژه‌دان

جدا کردن از هم جدا کردن انتخاب کردن، برگزیدن، دست‌چین کردن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی سوا کردن | واژه جو