واژه جو

سهاد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سهاد. [ س ُ ] (ع مص ) بی خوابی . (غیاث ) (آنندراج ) (نصاب الصبیان ). بی خواب شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بیداری و درماندگی از خواب . (ناظم الاطباء).

معنی سهاد | واژه جو