واژه جو

سنگ زر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سنگ زر. [ س َ گ ِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) محک . (غیاث ) (آنندراج ). سنگی که ریزه های زر بر آن باشد یا با زر نقش شده باشد : قلم بگیر که سنگ زر است نوک قلم بدو پدید شودمان که تو کهن گرهی . ناصرخسرو. از بس که خازن تو بزوار زر دهد باشد چو سنگ زر کف دستش بزرنگار. سوزنی . ◄ مثقال و آن یک دوم و سه سبع درم بوده است . (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی سنگ زر | واژه جو